چقدر انسانها پیچیده اند ، روح تا چه اندازه در پرواز است ! رابطه ها به هم گره خورده اند ! چه زیاد اندیشه ذهنمان را فرا گرفته !!! اکنون ، چیزی نوک زبانم برای گفتن هست ، چگونه اما نمی دانم ؟! نمی دانم شاید چه می خواهم بگویم!!!؟
نقاط تاریک ذهنم کنار هم که جمع شوند ، دایره ای تاریک تر می شود یا... یا شاید منفی در منفی مثبت شود و روشنی ! اگر تعداد این نقاط فرد باشد... و اصلا اگر تاریک را منفی و روشنی را مثبت فرض کنیم !؟ پس خنثی چگونه است ؟ چه چیزی ، کدام کلمه ، جمله چه کسی خنثایم می کند براستی... ؟؟؟
اینروزها برای رنجهایم به دنبال علت می گردم...رنج هر انسان معلول چه علتی می تواند باشد ؟ این روزها جور دیگری اندیشه می کنم... که مثلا دست سومی مرا به پیش می راند...؟
این شاید معنای رنجهایم باشد ، اما کی ، چگونه بدانم که به وقت بخواهم. من انسانم... !!! همین
...
در مورد انسان چه ؟ آیا مطمئن هستید که جهان انسانی غایت و نهایت تکامل جهان هستی است ؟ آیا ممکن نیست که ابعاد دیگری وجود داشته باشد. ویا دنیائی ماورای دنیای انسان ، جهانی که رنجهای بشری پاسخ نهائی خود را در آنها خواهد یافت؟
دکتر فرانکل / انسان در جستجوی معنی
+
نوشته شده در دوشنبه
1385/08/22ساعت 21:31 توسط شمعدانی
|