تبليغاتX
دستها
در پستی فراموشی به عمد

اقرار می کنم

...

پشت گوش اما

تلی از نیازهای

گفته ، ناگفته

...

قول اذان می دهم

تو باور مکن

+ نوشته شده در یکشنبه 1385/08/07ساعت 17:13 توسط شمعدانی |

 
یک برگ کاغذ
یک قلم
چند کلمه
جمله ای می سازم
با آب
باد
خاک
آتش
با بازی انگشتان و قلم
کلمات می رقصند
آب و خاک و
باد و آتش
می شود تو...
+ نوشته شده در سه شنبه 1385/08/02ساعت 12:54 توسط شمعدانی |